سعی کن تا برگ آخر، قهرمان باشی ...
تو میتوانی بیش از اینها مهربان باشی
خورشید باشی، ابر باشی، آسمان باشی
مثل هوای بچگی، معصوم و ناآرام!
مثل بهار چارده ساله، جوان باشی
از لهجهات پیداست اهل سادگی هستی
خوبست با تنهایی من، همزبان باشی
ای ماه پیشانیترین اسطورة خلقت!
تو میتوانی لوح زرین زمان باشی
ای شاهکار عشق! ای شیرینترین فرهاد!
باید ردیف مثنویهای جهان باشی
حالا که نامت در غرور موجها جاریست
باید خودت سرچشمة آب روان باشی
یعنی رفیق روزهای سخت دلتنگی!
یعنی شریک دردهای دیگران باشی
هرکس در این دنیای خاکی، قصهای دارد
پس سعی کن تا برگ آخر، قهرمان باشی
"سارا جلوداریان"
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 9:26 توسط مهتاب