گلبوسه های خشک دلم را به آب داد
احساس ناب عاشقی م را جواب داد

جغرافیای اطلس تو آمد و کمی
نصف النهار عمر مرا پیچ و تاب داد

دیدم به پای چوبه ی دار شکسته ام
چندین گره به لحظه ی شرم طناب داد

مشتی ستاره ریخته بر روی هستی م
در ناامیدواری چشمت شهاب داد

لنگر زدی به ساحل شن ریز خاطرات
طوفان وزید و فاصله ات را شتاب داد

دیواره های پیکره ام شد شبیه تو
وقتی طلوع زندگی من لعاب داد

فصل بلوغ سبز طبیعت ظهور کرد
چشمان خیس پنجره ام را به قاب داد

رویای کوهسار تنم نیمه کاره نیست
پرواز ناتمام نگاهت عقاب داد

تصویر آفریده شد و قصه های شب
خود را به برگهای سپید کتاب داد

در لحظه ی شهود به خلسه رسیدم و
همواره با تو بودن من طعم خواب داد



"آرمینه کاظمی"