یک جرعه چای داغ ام و قندیل می شوم! ...
با چشم مهربان تو برخورد می کنم
با گرمی لبان تو برخورد می کنم
قندم به حرمت غزل و آب می شوم
تا با نوک زبان تو برخورد می کنم
یک جرعه چای داغ ام و قندیل می شوم!
وقتی به استکان تو برخورد می کنم
یک بیت شعر ناب و دل انگیز می شوم
با لهجه ی روان تو برخورد می کنم
شیراز ِ کشور ِ غزل ام گشته ای و با...
یک کوچه - اصفهان ِ تو برخورد می کنم
مثل همیشه مشتری ِ خنده های تو
دارم به کهکشان تو برخورد می کنم
"محمد حسین ملکیان(فراز)"
+ نوشته شده در شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 9:15 توسط مهتاب
|