با چشم مهربان تو برخورد می کنم

با گرمی لبان تو برخورد می کنم


قندم به حرمت غزل و آب می شوم

تا با نوک زبان تو برخورد می کنم


یک جرعه چای داغ ام و قندیل می شوم!

وقتی به استکان تو برخورد می کنم


یک بیت شعر ناب و دل انگیز می شوم

با لهجه ی روان تو برخورد می کنم


شیراز ِ کشور ِ غزل ام گشته ای و با...

یک کوچه - اصفهان ِ تو برخورد می کنم


مثل همیشه مشتری ِ خنده های تو

دارم به کهکشان تو برخورد می کنم



 

"محمد حسین ملکیان(فراز)"