اینجا نشسته ام که برایم دعا کنی ...
باران که می زند دل من لیز می خورد
سمت نگاه تو به پاییز می خورد
حالا فضای غزل ریتمیک می شود
دست قشنگ تو که به این میز می خورد
عمو زنجیر باف...(وزنش درست نیست):
زنجیر به پشتم یکریز می خورد
عاشق شدیم و کوچه و صبح و قدم زدن
راهی که می رویم به جالیز می خورد
اینجا نشسته ام که برایم دعا کنی
کارت فجیع به شفای مریض می خورد
زنجیر چرخ دلم را بیا ببر
باران که می زند دل تو لیز می خورد
"علي همتي"
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 14:3 توسط مهتاب
|