گاه مثل غزلی تازه که ناگاه بیاید

یک نفر کاش که با خستگی ام راه بیاید

چشم دارم به نگاهی و براهی که تو باشی

شب قدم میزنم از شوق اگر ماه بیاید

عشق دارد سر دیوانگی و عقل ندارد

یک نفر کاش در این مساله کوتاه بیاید

اخم کن تا غزلی تازه بیاید به سراغم

شعر با اخم تو اشکی ست که ناگاه بیاید

***

باز هم فاصله افتاده میان من و راهم

یک نفر کاش در این فاصله از راه بیاید

 

"سید محمد رضا شرافت"