عشق دارد سر دیوانگی و عقل ندارد ...
گاه مثل غزلی تازه که ناگاه بیاید
یک نفر کاش که با خستگی ام راه بیاید
چشم دارم به نگاهی و براهی که تو باشی
شب قدم میزنم از شوق اگر ماه بیاید
عشق دارد سر دیوانگی و عقل ندارد
یک نفر کاش در این مساله کوتاه بیاید
اخم کن تا غزلی تازه بیاید به سراغم
شعر با اخم تو اشکی ست که ناگاه بیاید
***
باز هم فاصله افتاده میان من و راهم
یک نفر کاش در این فاصله از راه بیاید
"سید محمد رضا شرافت"
+ نوشته شده در شنبه ۲ دی ۱۳۹۱ ساعت 22:53 توسط مهتاب